Principal=مدیر مدرسه

‌ Miller آسیابان

Physician=پزشک

Webmaster =کارشناس اینترنت

Dancer=رقاص

Actuary=امارگیر

Archivist=بایگان،ضابط

Interpreter =مفسر

Seafarer=دریانورد ،بحرپیما

 

ادامه نوشته

مهمترین اصطلاحات مربوط به زمان

⚜مهمترین اصطلاحات مربوط به زمان

📪    once and for all: 💌یکبار و برای همیشه

 📪    at times: 💌بعضی مواقع

📪    in advance: 💌از قبل, پیشاپیش

📪    time will tell: 💌زمان نشان خواهد داد

📪    turn back the clock: 💌زمان را به عقب بازگرداندن

📪   in the nick of time: 💌در آخرین لحظه

📪   keep up with the times: 💌با زمان جلو رفتن

📪    as time goes by: 💌باگذشت زمان

📪    round the clock: 💌شبانه روزی

📪   be on schedule : 💌طبق برنامه پیش رفتن

📪   behind the schedule: 💌از برنامه عقب بودن

📪     in due course: 💌در موعد مقرر

📪    on the spot: 💌فورا

📪   its about time: 💌سرانجام,بالاخره

صفات مناسب

 🔴وقتی میخواهید در مورد ساختار بدنی فردی صحبت کنید باید دقت داشته باشید که از صفت مناسب استفاده کنید. به مثالهای زیر توجه کنید:👇🏻

😮She is skinny. (منفی) پوست و استخوان

😶She is underweight. (منفی) زیر خط وزن

🙁She is thin. (منفی) لاغر مردنی

☺️She is slim. (مثبت) باریک اندام و لاغر

🙂She is slender. (مثبت) قلمی و لاغر

☹️She is fat. (منفی) چاق

😛She is tubby. (منفی) گوشتی

🤗She is overweight. (منفی) اضافه وزن دار

🙃She is plump. (نه مثبت و نه منفی) چاق وچله،گوشتالو

😐She is stocky. (نه مثبت و نه منفی) درشت و چاق

😊She is bonny. (مثبت) چاق اما قوی و زیبا

❗️کلمات دارای قدرت و بار مثبت و منفی اند، باید مراقب بود ❗️

۶۰ اصطلاح کاربردی در مورد اعضای بدن انسان ( چشم)

دوستای گلم در اینجا لیستی از ۶۰ اصطلاح کاربردی در مورد اعضای بدن انسان ( چشم) است

۱٫ a bird's eye view چشم انداز از بالا – نگاه کلی  

۲٫ a gleam in eyeبرق نگاه    

۳٫ all my eye!     همش کشکه! 

۴٫ An eye for an eye    چشم در برابر چشم

۵٫ a sight for sore eyes مایه روشنی چشم – منظره ی دلپذیر

۶٫ be all eyes چهار چشمی مراقب بودن            

۷٫ be easy on the eye    جالب بودن – به چشم خوش آمدن

۸٫ be in the eye of the storm   در مرکز توفان – در قلب مشاجرات

۹٫ be in the public eye    مشهور بودن – مطرح بودن

۱۰٫ be up to the eyes in   تا خرخره در – تا گردن در- غرق در

۱۱٫ cast an evil eye on sb   کسی را چشم زدن

۱۲٫ cast one's eyes over   ورانداز کردن

۱۳٫ Beauty is in the eye of the beholder علف باید به دهن بزی شیرین بیاد

۱۴٫ clap eyes on sb  چشم کسی به کسی افتادن

۱۵٫ could with eyes closed  چشم بسته – به راحتی

۱۷٫ cry one's eyes out    زار زار گریستن ۱۸٫ eagle eye   چشم تیز بین

۱۹٫ feast one's eyes on sb/sth  از تماشای کسی/چیزی لذت بردن

۲۰٫ get one's eye in   در کاری تجربه پیدا کردن

۲۱٫ give sb the black eye  زیر چشم کسی بادمجان کاشتن

۲۲٫ give the glad eye به کسی نخ دادن – با چشم کسی را خوردن

۲۳٫ have a roving eyeچشم سفید بودن – چشم های هیزی داشتن 

۲۴٫ have an eye for  در شناختن چیزی خبره بودن  

۲۵٫ have an eye for the main chance  به دنبال سود شخصی بودن – فرصت طلب بودن

۲۶٫ have eyes in the back of head   از پشت سر چشم داشتن

۲۷٫ have one's eyes on stalks چشمان کسی از تعجب چهار تا شدن

۲۸٫ in the blink of an eyeدر یک چشم به هم زدن  

۲۹٫ in the eye of the wind   در خلاف جهت باد

۳۰٫ in the twinkling of an eye در یک چشم به هم زدن   

۳۱٫ keep a weather eye on   مراقب چیزی بودن

۳۲٫ keep an eye on زیر نظر گرفتن - پاییدن

۳۳٫ keep an eye out for مواظب بودن

۳۴٫ keep eyes open حواس خود را جمع کردن

۳۵٫ keep one's eyes peeled  حواس خود را جمع کردن

۳۶٫ keep ones eye on از نظر دور نداشتن

۳۷٫ keep weather eye open on sth مراقب چیزی بودن

۳۸٫ look sb/sth  in the eye با شهامت با چیزی روبرو شدن

۳۹٫ make eyes at   نگاه عاشقانه کردن به

۴۰٫ make sheep's eyes at sb   به کسی نگاه عاشقانه کردن

۴۱٫ Mind your eye?   مواظب باش

۴۲٫ not bat an eyelid /eye بی خوابی کشیدن – به روی خود نیاوردن

۴۳٫ not believe one's eyes    آنچه را می بینم باور نمی کنم       

۴۴٫ one's eyes are bigger than stomach  شکمش سیر می شود اما چشمش نه

۴۵٫ only have eyes for  sb  عاشق کسی بودن

۴۶٫ Open sb's eyes to sth    کسی را متوجه چیزی کردن

۴۷٫ out of the corner of eye    به کسی چپ چپ نگاه کردن

۴۸٫ pull the wool over eyes      سر کسی شیره مالیدن

۴۹٫ see eye to eye  همدل بودن

۵۰٫ see sth with half an eye  زیر چشمی مواظب چیزی بودن

۵۱٫ set eyes on   دیدن

۵۲٫ swim before sb's eyes دور سر کسی چرخیدن

۵۳٫ the apple of one's eye  نور چشم کسی بودن

۵۴٫ The scales fall from eyes  متوجه حقیقت شدن

۵۵٫ turn a blind eye  نادیده گرفتن

۵۶٫ with an eye to sth   با توجه به

۵۷٫ with eyes closed چشم بسته – به راحتی

۵۸٫ with eyes open با چشم باز 

۵۹٫ with the naked eye  چشم غیر مسلح

۶۰٫ without batting an eye   بی انکه خم به ابرو بیاورد

اصطلاحات کاربردی

1- saying and doing: گفتار و کردار

۲- I feel like a million dollars: خیلی شنگولم

۳- on easy street: در ناز و نعمت و مرفه

۴- come down to earth: از رویا بیرون آمدن و واقع بین بودن

۵- I dropped my teeth: از تعجب شاخ درآوردن

۶- he is just talking through his hat: پرت گفتن

۷- he is alive and kicking: سالم سر و مور و گنده

۸- he is a big mouth: دهن لق و زبان دراز

۹- get into hot water: توی هچل یا دردسر افتادن

۱۰- too shy: خیلی خجالتی

۱۱- chicken out at the last minute: جا زدن

۱۲- rain cats and dogs:شر شر باران باریدن

 

اصطلاخات کاربردی

He is modest: فروتنه

🍂He is self composed. خود داره

🍂She is stubborn. کله شقه.

🍂She is tough. سر سخته

🍂He is hard working. سخت کوشه. ✨✨✨

🍂He is naive بی تجربه است.

🍂He is novice. تازه کاره.

🍂He is simple hearted. ساده دله.

🍂He is soft hearted. دلرحمه.

🍂He is credulous. زود باوره.

🍂He is suspicious. او بدگمان است.

اصطلاحات و جملات رایج در آرایشگاه

اصطلاحات و جملات رایج در آرایشگاه

1- ماه هاست مویم را اصلاح نکرده ام.

I haven’t had a haircut for months.

 

2- مویم را هر دو هفته یکبار مرتب می کنم.

I have my hair trimmed every two weeks.

 

3- امروز باید سر و صورتم را اصلاح کنم.

Today, I want to have a haircut and shave.

 

4- سلام آقا. می خواهم مویم را اصلاح کنم.

Hello, sir. I want to have a haircut.

 

5- چطور می خواهید باشه،آقا؟

How do you want it, sir? / how would you like it, sir?   6- چطور کوتاهش کنم،قربان؟

How shall I cut it, sir?

7- لطفاً فقط کمی مرتبش کنید.

Just tidy it up a bit, please.

 

8- لطفاً همه جایش را خیلی کوتاه کنید.

Very short all over, please.

9- لطفاً خیلی کوتاهش نکنید.

Don’t make it too short, please.

 

10- نه خیلی کوتاه، لطفاً

Not so much off, please.  

11- لطفاً فقط مرتبش کنید.

Just give it a trim, please.

12- ممکن است فقط پشت موهایم را مرتب کنید.

Could you just trim my hair at the back?

 

13- ممکنه لطفاً ریش و سبیلم را هم مرتب کنید.

Would you please trim my mustache and beard, too?

 

14- ممکنه لطفاً ریش و سبیلم را بتراشید؟

Would you please shave off my beard and mustache?

 

15- نمی خواهید ریش و سبیل بگذارید؟

Don’t you want to grow a beard and moustache?

 

16- می خواهم ته ریش داشته باشم.

I’d like to have stubble on my face.

17- می خواهم موهایم مدل دار اصلاح شود.

I want to have my hair styled.

 

18- می خواهید مدل مویتان را عوض کنید؟

Do you want to change your hairstyle?

 

19- مد روز چیست؟

What is the fashion?

 

20- آیا این مدل مو مد رایج است؟

Is this hairstyle in fashion?

 

21- نه، این مدل مو دیگر از مد افتاده است.

No, this hairstyle is out of fashion.

 

22- لطفاً از خمیر ریش استفاده کنید.

Please use shaving foam/shaving cream.

 

23- لطفاً خیلی تکان نخورید. اگر آرام ننشینید چطور می توانم موهایتان را کوتاه کنم؟

Please do not move a lot. How can I cut your hair if you don’t keep still!

 

24- خط موی شما داره عقب می ره.

Your hairline is beginning to recede.

 

25- موهایتان را خشک و شکننده است.

Your hair is dry and fragile.

 

26- موهای بالای سرتان خیلی تنک است.

Your hair is quite thin on top.

 

27- می خواهید کمی روغن به موهایتان بزنم.

Shall I put some oil on it?

28- می خواهید موهایتان شسته شود؟

Would you like it washed?

 

29- شامپو بزنم؟

How about a shampoo?  

30- نه متشکرم، بگذارید همینطور باشد.

No, thanks. Just leave it as it is.

 

31- اصلاح موهایم را می پسندی؟

 Do you like my new haircut?

 

32- بله، خصوصاً خط ریشتان را می پسندم.

Yes, specially your sideburns/ sideboards.

33- من موهای صاف/ موج دار/ فر را دوست دارم.

I like straight/wavy curly hair.

 

34- وقتی ریشتان را از ته می تراشید شیک تر به نظر می رسید، گرچه با ریش هم خوش قیافه هستید.

You look smarter when you are clean-shaven, though you are handsome with a beard, too.

 

35- با موهای کوتاه خیلی خوشگل تر به نظر می رسید.

You look much more beautiful with your hair cut short.

 

36- با موهای کوتاه ممکن است با پسر اشتباه گرفته شوم.

With my hair cut short, I can pass for a boy.

 

37- موهای کوتاه به شما نمی آید. چرا نمی گذارید موهایتان بلند شود؟

Short hairstyle doesn’t suit you. Why don’t you let your hair grow?

 

38- اما من ترجیح می دهم موهایم روی شانه هایم بیفتد.

But I prefer my hair to fall loose around my shoulders.

 

39- تصمیم گرفته ام موهایم را فر کنم.

I have decided to have my hair premed.

 

40- چرا موهایت را مشکی نمی کنی؟ خیلی از موهایت سفید شده است.

Why don’t you color/dye your hair black? I can see lots of gray hairs.

41- چرا از یک شامپوی ضد شوره استفاده نمی کنی؟ موهایت خیلی شوره دارد.

Why don’t you use an anti-dandruff shampoo? There is a lot of dandruff in your haiکوتاه

42- از مدلی که موهایم را کوتاه کرده راضی نیستم.

I’m not satisfied with the way he cut my hair.

 

43- نظرتان راجع به ابروهای پر پشت و موهای نرم چیست؟

How about bushy eyebrows or soft hair?

اصطلاحات کاربردی

I'm at your service من در خدمتم

It is very kind of you نظر لطفته

He or she has a big mouth او دهن لق است

Go dutch بیا دونگی حساب کنیم

To white wash ماست مالی کردن

You are all wet سخت در اشتباهی

Back off کوتاه بیا

My heart is heavy دلم گرفته

goody goody سوسول و تیتیش

time is money وقت طلاست

east or west home is best هیچ جا مثل خونه خود آدم نمیشه

No sweat man بیخیال بابا

I have your back هواتو دارم

I'm sick of you حالم ازت بهت میخوره

All thumbs دست و پا چلفتی

Bless you عافیت باشه

This is the limit شورش در اومده

She doesn't lift finger دست به سیاه و سفید نمیزنه

Stop nagging نق نزن

Don't get my monkey up روی سگ منو بالا نیار

Jelly fish آدم بی اراده

Mushroom آدم تازه به دوران رسیده

You are fishy مشکوک میزنی

I'm full of beans today امروز خیلی شارژم

You rock تو فوق العاده ای

Up to me به خودم مربوطه

Way to go دمت گرم

easy come easy go بادآورده را باد میبرد

It made my mouth water دهنمو آب انداختی

Pull someone's leg کسی را دست انداختن , اذیت کردن