window.resizeTo(screen.availWidth,screen.availHeight); } else if (document.layers||document.getElementById) { if (top.window.outerHeight زبانکده - اصطلاحات انگلیسی

زبانکده

مطالب گوناگون انگلیسی:ضرب المثلها و داستانها و اصطلاحات انگلیسی

دوستای گلم در اینجا لیستی از ۶۰ اصطلاح کاربردی در مورد اعضای بدن انسان ( چشم) است

۱٫ a bird's eye view چشم انداز از بالا – نگاه کلی  

۲٫ a gleam in eyeبرق نگاه    

۳٫ all my eye!     همش کشکه! 

۴٫ An eye for an eye    چشم در برابر چشم

۵٫ a sight for sore eyes مایه روشنی چشم – منظره ی دلپذیر

۶٫ be all eyes چهار چشمی مراقب بودن            

۷٫ be easy on the eye    جالب بودن – به چشم خوش آمدن

۸٫ be in the eye of the storm   در مرکز توفان – در قلب مشاجرات

۹٫ be in the public eye    مشهور بودن – مطرح بودن

۱۰٫ be up to the eyes in   تا خرخره در – تا گردن در- غرق در

۱۱٫ cast an evil eye on sb   کسی را چشم زدن

۱۲٫ cast one's eyes over   ورانداز کردن

۱۳٫ Beauty is in the eye of the beholder علف باید به دهن بزی شیرین بیاد

۱۴٫ clap eyes on sb  چشم کسی به کسی افتادن

۱۵٫ could with eyes closed  چشم بسته – به راحتی

۱۷٫ cry one's eyes out    زار زار گریستن ۱۸٫ eagle eye   چشم تیز بین

۱۹٫ feast one's eyes on sb/sth  از تماشای کسی/چیزی لذت بردن

۲۰٫ get one's eye in   در کاری تجربه پیدا کردن

۲۱٫ give sb the black eye  زیر چشم کسی بادمجان کاشتن

۲۲٫ give the glad eye به کسی نخ دادن – با چشم کسی را خوردن

۲۳٫ have a roving eyeچشم سفید بودن – چشم های هیزی داشتن 

۲۴٫ have an eye for  در شناختن چیزی خبره بودن  

۲۵٫ have an eye for the main chance  به دنبال سود شخصی بودن – فرصت طلب بودن

۲۶٫ have eyes in the back of head   از پشت سر چشم داشتن

۲۷٫ have one's eyes on stalks چشمان کسی از تعجب چهار تا شدن

۲۸٫ in the blink of an eyeدر یک چشم به هم زدن  

۲۹٫ in the eye of the wind   در خلاف جهت باد

۳۰٫ in the twinkling of an eye در یک چشم به هم زدن   

۳۱٫ keep a weather eye on   مراقب چیزی بودن

۳۲٫ keep an eye on زیر نظر گرفتن - پاییدن

۳۳٫ keep an eye out for مواظب بودن

۳۴٫ keep eyes open حواس خود را جمع کردن

۳۵٫ keep one's eyes peeled  حواس خود را جمع کردن

۳۶٫ keep ones eye on از نظر دور نداشتن

۳۷٫ keep weather eye open on sth مراقب چیزی بودن

۳۸٫ look sb/sth  in the eye با شهامت با چیزی روبرو شدن

۳۹٫ make eyes at   نگاه عاشقانه کردن به

۴۰٫ make sheep's eyes at sb   به کسی نگاه عاشقانه کردن

۴۱٫ Mind your eye?   مواظب باش

۴۲٫ not bat an eyelid /eye بی خوابی کشیدن – به روی خود نیاوردن

۴۳٫ not believe one's eyes    آنچه را می بینم باور نمی کنم       

۴۴٫ one's eyes are bigger than stomach  شکمش سیر می شود اما چشمش نه

۴۵٫ only have eyes for  sb  عاشق کسی بودن

۴۶٫ Open sb's eyes to sth    کسی را متوجه چیزی کردن

۴۷٫ out of the corner of eye    به کسی چپ چپ نگاه کردن

۴۸٫ pull the wool over eyes      سر کسی شیره مالیدن

۴۹٫ see eye to eye  همدل بودن

۵۰٫ see sth with half an eye  زیر چشمی مواظب چیزی بودن

۵۱٫ set eyes on   دیدن

۵۲٫ swim before sb's eyes دور سر کسی چرخیدن

۵۳٫ the apple of one's eye  نور چشم کسی بودن

۵۴٫ The scales fall from eyes  متوجه حقیقت شدن

۵۵٫ turn a blind eye  نادیده گرفتن

۵۶٫ with an eye to sth   با توجه به

۵۷٫ with eyes closed چشم بسته – به راحتی

۵۸٫ with eyes open با چشم باز 

۵۹٫ with the naked eye  چشم غیر مسلح

۶۰٫ without batting an eye   بی انکه خم به ابرو بیاورد

نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ساعت 11:53 توسط فرشته یزدی پناه|

1- saying and doing: گفتار و کردار

۲- I feel like a million dollars: خیلی شنگولم

۳- on easy street: در ناز و نعمت و مرفه

۴- come down to earth: از رویا بیرون آمدن و واقع بین بودن

۵- I dropped my teeth: از تعجب شاخ درآوردن

۶- he is just talking through his hat: پرت گفتن

۷- he is alive and kicking: سالم سر و مور و گنده

۸- he is a big mouth: دهن لق و زبان دراز

۹- get into hot water: توی هچل یا دردسر افتادن

۱۰- too shy: خیلی خجالتی

۱۱- chicken out at the last minute: جا زدن

۱۲- rain cats and dogs:شر شر باران باریدن

 

نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ساعت 11:41 توسط فرشته یزدی پناه|

He is modest: فروتنه

🍂He is self composed. خود داره

🍂She is stubborn. کله شقه.

🍂She is tough. سر سخته

🍂He is hard working. سخت کوشه. ✨✨✨

🍂He is naive بی تجربه است.

🍂He is novice. تازه کاره.

🍂He is simple hearted. ساده دله.

🍂He is soft hearted. دلرحمه.

🍂He is credulous. زود باوره.

🍂He is suspicious. او بدگمان است.

نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ساعت 11:22 توسط فرشته یزدی پناه|

اصطلاحات و جملات رایج در آرایشگاه

1- ماه هاست مویم را اصلاح نکرده ام.

I haven’t had a haircut for months.

 

2- مویم را هر دو هفته یکبار مرتب می کنم.

I have my hair trimmed every two weeks.

 

3- امروز باید سر و صورتم را اصلاح کنم.

Today, I want to have a haircut and shave.

 

4- سلام آقا. می خواهم مویم را اصلاح کنم.

Hello, sir. I want to have a haircut.

 

5- چطور می خواهید باشه،آقا؟

How do you want it, sir? / how would you like it, sir?   6- چطور کوتاهش کنم،قربان؟

How shall I cut it, sir?

7- لطفاً فقط کمی مرتبش کنید.

Just tidy it up a bit, please.

 

8- لطفاً همه جایش را خیلی کوتاه کنید.

Very short all over, please.

9- لطفاً خیلی کوتاهش نکنید.

Don’t make it too short, please.

 

10- نه خیلی کوتاه، لطفاً

Not so much off, please.  

11- لطفاً فقط مرتبش کنید.

Just give it a trim, please.

12- ممکن است فقط پشت موهایم را مرتب کنید.

Could you just trim my hair at the back?

 

13- ممکنه لطفاً ریش و سبیلم را هم مرتب کنید.

Would you please trim my mustache and beard, too?

 

14- ممکنه لطفاً ریش و سبیلم را بتراشید؟

Would you please shave off my beard and mustache?

 

15- نمی خواهید ریش و سبیل بگذارید؟

Don’t you want to grow a beard and moustache?

 

16- می خواهم ته ریش داشته باشم.

I’d like to have stubble on my face.

17- می خواهم موهایم مدل دار اصلاح شود.

I want to have my hair styled.

 

18- می خواهید مدل مویتان را عوض کنید؟

Do you want to change your hairstyle?

 

19- مد روز چیست؟

What is the fashion?

 

20- آیا این مدل مو مد رایج است؟

Is this hairstyle in fashion?

 

21- نه، این مدل مو دیگر از مد افتاده است.

No, this hairstyle is out of fashion.

 

22- لطفاً از خمیر ریش استفاده کنید.

Please use shaving foam/shaving cream.

 

23- لطفاً خیلی تکان نخورید. اگر آرام ننشینید چطور می توانم موهایتان را کوتاه کنم؟

Please do not move a lot. How can I cut your hair if you don’t keep still!

 

24- خط موی شما داره عقب می ره.

Your hairline is beginning to recede.

 

25- موهایتان را خشک و شکننده است.

Your hair is dry and fragile.

 

26- موهای بالای سرتان خیلی تنک است.

Your hair is quite thin on top.

 

27- می خواهید کمی روغن به موهایتان بزنم.

Shall I put some oil on it?

28- می خواهید موهایتان شسته شود؟

Would you like it washed?

 

29- شامپو بزنم؟

How about a shampoo?  

30- نه متشکرم، بگذارید همینطور باشد.

No, thanks. Just leave it as it is.

 

31- اصلاح موهایم را می پسندی؟

 Do you like my new haircut?

 

32- بله، خصوصاً خط ریشتان را می پسندم.

Yes, specially your sideburns/ sideboards.

33- من موهای صاف/ موج دار/ فر را دوست دارم.

I like straight/wavy curly hair.

 

34- وقتی ریشتان را از ته می تراشید شیک تر به نظر می رسید، گرچه با ریش هم خوش قیافه هستید.

You look smarter when you are clean-shaven, though you are handsome with a beard, too.

 

35- با موهای کوتاه خیلی خوشگل تر به نظر می رسید.

You look much more beautiful with your hair cut short.

 

36- با موهای کوتاه ممکن است با پسر اشتباه گرفته شوم.

With my hair cut short, I can pass for a boy.

 

37- موهای کوتاه به شما نمی آید. چرا نمی گذارید موهایتان بلند شود؟

Short hairstyle doesn’t suit you. Why don’t you let your hair grow?

 

38- اما من ترجیح می دهم موهایم روی شانه هایم بیفتد.

But I prefer my hair to fall loose around my shoulders.

 

39- تصمیم گرفته ام موهایم را فر کنم.

I have decided to have my hair premed.

 

40- چرا موهایت را مشکی نمی کنی؟ خیلی از موهایت سفید شده است.

Why don’t you color/dye your hair black? I can see lots of gray hairs.

41- چرا از یک شامپوی ضد شوره استفاده نمی کنی؟ موهایت خیلی شوره دارد.

Why don’t you use an anti-dandruff shampoo? There is a lot of dandruff in your haiکوتاه

42- از مدلی که موهایم را کوتاه کرده راضی نیستم.

I’m not satisfied with the way he cut my hair.

 

43- نظرتان راجع به ابروهای پر پشت و موهای نرم چیست؟

How about bushy eyebrows or soft hair?

نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ساعت 11:12 توسط فرشته یزدی پناه|

I'm at your service من در خدمتم

It is very kind of you نظر لطفته

He or she has a big mouth او دهن لق است

Go dutch بیا دونگی حساب کنیم

To white wash ماست مالی کردن

You are all wet سخت در اشتباهی

Back off کوتاه بیا

My heart is heavy دلم گرفته

goody goody سوسول و تیتیش

time is money وقت طلاست

east or west home is best هیچ جا مثل خونه خود آدم نمیشه

No sweat man بیخیال بابا

I have your back هواتو دارم

I'm sick of you حالم ازت بهت میخوره

All thumbs دست و پا چلفتی

Bless you عافیت باشه

This is the limit شورش در اومده

She doesn't lift finger دست به سیاه و سفید نمیزنه

Stop nagging نق نزن

Don't get my monkey up روی سگ منو بالا نیار

Jelly fish آدم بی اراده

Mushroom آدم تازه به دوران رسیده

You are fishy مشکوک میزنی

I'm full of beans today امروز خیلی شارژم

You rock تو فوق العاده ای

Up to me به خودم مربوطه

Way to go دمت گرم

easy come easy go بادآورده را باد میبرد

It made my mouth water دهنمو آب انداختی

Pull someone's leg کسی را دست انداختن , اذیت کردن

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۴ساعت 11:48 توسط فرشته یزدی پناه|

Bend over backwards

:از جان مایه گذاشتن- از هیچ کاری کوتاهی نکردن


: give someone the slip

جیم شدن- از دست کسی فرار کردن


نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:34 توسط فرشته یزدی پناه|


I was embarrassed to death............. از خجالت مردم
What brings you here..........؟.. از این طرفا
Watch for man....... مواظب مردا باش
Do you have any dirty secret...........؟ گناه ناجوري کردي
Watch out...... بپا
Shut the hell up........ خفه شو..دهنتو ببند
Sit the hell down........ بتمرگ
It was like this........ اینجوري شد...اینطوري شروع شد
He is not my type.......... ما به هم نمیاي
Swear on god........... قسم به خدا
Shaking........ قر دادن- رقصیدن
I will make your life a living hell......... زندگیتو جهنم میکنم
You will spoil the effect........ از دهن میفته...مثلا شامت از دهن میفته
It is going to beg.......... باد کرده
To be supposed to....... قرار بود
Skip the class...... دودر کردن کلاس
Gate crasher........ مهمان ناخوانده
Make face..... شکلک در آوردن
Make mock

Don’t teas me......... اذیت نکن

نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 14:29 توسط فرشته یزدی پناه|

چرت و پرت نگو ......... cut the crap

خیلی رو فرمم - رو پام بند نیستم ......... I feel like a million bucks

اون خیلی آیه یأسه (حالگیره) ......... he is such a wet blanket

کوتاه بیا ......... come off it

دل و دماغ ندارم ......... I feel blue

اگه بخوای میتونی ......... you can if you so wish

تمامش کن!بس کن دیگه! ......... Cut it out

نگرفتی!منظورمو نفهمیدی ......... you missed the point

اون منو مث کف دستش میشناسه ......... he read me like a book

بعدا بهت زنگ میزنم ......... catch you later

دست از سرم وردار ......... get off my back

به تو هیچ ربطی نداره ......... Its non of your business

هر چه بادا باد ......... come,what may

تا اونجا که من میدونم ......... as far as I know

مختو به کار بنداز ......... use your head

از جلو چشام دور شو(گم شو) ......... get out of my face

با یه تیر دو نشون زدن ......... kill 2 birds with one stone

هر چی تو بگی ......... anything you say

میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم؟ ......... could I have a word with you

متوجه عرایضم هستید؟ ......... do you follow me

فقط داری وقتمو تلف میکنی ......... you are just wasting my time

ردش کن بیاد ......... fork it over

تمام تلاشمو کردم ......... I`ll give it my best shot

دلیل و مدرک کافی واسه ادعات نداری ......... you don't have leg to stand on

نه بابا ......... you don't say so

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۱ساعت 20:20 توسط فرشته یزدی پناه|

Today's Idiom

The sword of Damocles: شمشير داموكلس- خطر قريب الوقوع- اجل معلق

A flash in the pan: تلاش ناپايدار-كوشش گذرا-تلاش بي نتيجه

 

نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 13:54 توسط فرشته یزدی پناه|

Today's Idiom: o

To eat humble pie:به غلط كردن افتادن- به عذرخواهي افتادن 

نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 2:4 توسط فرشته یزدی پناه|

A proper / right charley هالو

Once in a while هر از چند گاهی

Horses for courses هر کسی را بهر کاربی ساخته اند

A big head has a big ache هر که بامش بیش برفش بیشتر

Go with the ride   هم رنگ جماعت شدن

East, West, home’s best هیچ کجا خانه خود آدم نمیشود

Tells tales یک کلاغ چهل کلاغ کردن

Hit the jackpot یک شب پول دار شدن


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 11:24 توسط فرشته یزدی پناه|

اصطلاح شماره ۱۴

look forward to

با اشتیاق چشم انتظار بودن

Bill Bloggs has been in prison for the last ten years.Next year he'll be released from prison and he'll be a free man. Bill is looking forward to next year.

 

 اصطلاح شماره۱۵

go to pieces

از پا افتادن ، درب و داغون شدن ، خرد شدن

She went to pieces when she received the letter about her father's death.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۰ساعت 12:43 توسط فرشته یزدی پناه|

اصطلاح شماره ۹

Take it on the lamb

معادل فارسي: در رفتن

Poor Rich has always had his problems with the police. When he found out that they were after him again, he had to take it on the lamb. In order to avoid being caught and thrown in jail, he was forced to flee in a great hurry.

بيچاره ريچارد هميشه بـا پليس مشکل داشته. وقتي فهميـد که اونا دنبالش هستند، مجبـور شد در بره. براي اينکه گير نفته و تو زندون نيفته مجبور شد به سرعت فرار کنه.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۰ساعت 12:44 توسط فرشته یزدی پناه|

 

چشم غره رفتن       look dagger at someone

why are you dagger at me?have I done anything wrong?o

رشوه - زیر میزی      under the table  

I had to pay one grand under the table to have the contract signed.o


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۰ساعت 11:47 توسط فرشته یزدی پناه|

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 13:31 توسط فرشته یزدی پناه|

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 13:18 توسط فرشته یزدی پناه|

اصطلاح شماره ۵

Cat got your tongue

معادل فارسي: موش زبانت را خورده (خجالتی)

What's the matter? Cat got your tongue?

موضوع چيه؟ موش زبونت رو خورده؟ (يعني چرا حرف نمي‌زني)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 12:7 توسط فرشته یزدی پناه|

اصطلاح شماره ۱

A Slap in the face

معادل فارسی: تو دهنی

- It was a slap in the face to be the only one not invited to the party.

- اینکه تنها کسی بود که به میهمانی دعوت نشده بود (برای او) مثل یک تو دهنی بود.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 13:47 توسط فرشته یزدی پناه|

اصطلاحات انگلیسی

 look to: to expect to rely on

چشم امید داشتن به - دل بستن به - انتظار داشتن

example: students look to the teacher for help

دانش آموزان چشم امیدشان به کمک معلم است

see about: to investigate ; to attend to

مورد بررسی یا توجه قرار دادن- تحقیق کردن - رسیدگی کردن

example: I don't have time to put gas in the car today. I will see about it tomorrow

امروز وقت ندارم (ماشین) بنزین بزنم فردا یک کارش میکنم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:44 توسط فرشته یزدی پناه|

1) برای سلام کردن تو کشور هایی مثل انگلستان و استرالیا معمولا از hello و تو کشورهای امریکا و کانادا از  hi استفاده می کنند.

2) how are you doing رایج ترین عبارت برای احوال پرسی تو امریکاست.

3) اشتباه رایج : باید دقت کنین که عبارت how do you do برای احوال پرسی نیست یعنی شما نباید در جواب بگین fine ,thanks بلکه به معنی "خوشوقتم" ـه . که شما وقتی برای اولین بار با کسی اشنا میشین ازش استفاده می کنین و ضمنا شما هم باید در جواب یا بگین how do you do یا nice to meet you


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۰ساعت 9:44 توسط فرشته یزدی پناه|

Cut the crap!

چرت و پرت نگو، چرند نگو، مزخرف نگو

 http://dude-club.com/uploader/images/big/696406336.JPG

Cut the crap! Talk straight or buzz off!

مزخرف نگو! برو سر اصل مطلب یا بزن به چاک!


 

Blow a fuse

فیوز کسی پریدن، از عصبانیت منفجر شدن، آمپر کسی بالا رفتن

http://dude-club.com/uploader/images/big/30946916.JPG

When daddy heard that I had smashed his new car, he blew a fuse. 

وقتی پدر شنید که با ماشین جدیدش تصادف کردم، آمپرش بالا زد 


Shoot off one's mouth

دهن لقی کردن، قپی آمدن،لاف زدن

 

http://dude-club.com/uploader/images/big/133404846.JPG

Stop Shooting off your mouth! You could cause a lot of trouble.

لاف نیا!ممکنه باعث دردسرای زیادی بشی.


 

Call a spade a spade

بدون رودربایستی گفتن، رک وپوست کنده گفتن، بی پرده حرف زدن 

http://dude-club.com/uploader/images/big/850223958.JPG  

Grandfather hates fancy words; he always calls a spade a spade

پدر بزرگ ازحاشیه رفتن بدش میاد، او همیشه بی رودربایستی حرف میزنه


All ears

سروپا گوش بودن

http://dude-club.com/uploader/images/big/105988224.JPG  

Well, tell me the story. I'm all ears.

خوب، بهم جریانو بگو. سروپا گوشم.

نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۳۸۹ساعت 0:20 توسط فرشته یزدی پناه|

Get carried away

احساساتی شدن، ذوق زده شدن

  

http://dude-club.com/uploader/images/big/921824145.JPG

Calm down. Alex doesn't get carried away. We have to sit down and talk sense.

آروم باش.الکس ذوق زده نمیشه. مجبوریم بشینیم و با احساس صحبت کنیم

 

Pull someone's leg 

کسی را دست انداختن، سر به سر کسی گذاشتن، کسی را فیلم کردن

http://dude-club.com/uploader/images/big/915709678.JPG


Come on! Don’t get mad. I'm just pulling your leg.

 بیا! عصبی نشو. فقط دارم سر به سرت میذارم

 

Bend over backwards to do something 

از جان مایه گذاشتن، نهایت سعی خود را کردن

 http://dude-club.com/uploader/images/big/91392272.JPG

 Mom and dad bend over backwards to please us.

پدرومادر نهایت سعی شون رو برای خوشنود کردن ما میکنن.


Right off the bat  

بدون معطلی، فورا، بلافاصله

 http://dude-club.com/uploader/images/big/160645286.JPG

The police nabbed the burglars and locked them up in jail right off the bat.

پلیس،دزد ها را دستگیر کرد و فورا به زندان انداخت.


Miss the boat 

دیر جنبیدن، فرست را از دست دادن

http://dude-club.com/uploader/images/big/457138172.JPG

 There were still some tickets available last week. You could have bought one, but you missed the boat.

هفته قبل چند تا بلیط موجود بود. شما می تونستی یکی شو بخری اما دیر جنبیدی.

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم دی ۱۳۸۹ساعت 23:20 توسط فرشته یزدی پناه|

Run out of steam               از تب و تاب افتادن  

At one's own expense        از جيبِ خود دادن 

Be out of favor wish sb      از چشم كسي افتادن  

Blow off the handle            از جا در رفتن       

Be green with envy             از حسادت تركيدن  

 Fall a bout with laughter     از خنده روده بر شدن  

Be swept off one's feet        از خود بي خود شدن 

Be sick at heart                    از دل و دماغ افتادن    

In my eyes                           از ديد من

He let it slip                         از دهنش در رفت  

Pas away                            از دنيا رفتن  

From head to toe                 از سر تا پا        

Freeze to death                   از سرما خشك شدن             

It’s beyond me                    از من بر نمي آيد                      

God wiling                          اگر خدا بخواهد                   

Feel small                           احساس حقارت كردن                   

As you wish                        اختيار با شماست                      

Yours truly                         ارادتمند شما                             

Fish in troubled scratch       از آب گل آلود ماهي گرفتن

Of that like                        از آن قماش             

From now on                    از اين به بعد

 

               

نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 10:43 توسط فرشته یزدی پناه|

Alive and kicking

سرو مرو گنده، سالم و سر حال، چاق و چله

؟Lynn, how is your uncle

.He's alive and kicking

لین، عموت چطوره؟

سرو مرو گنده ست

Monkey business

دوزو کلک،حقه بازی،مسخره بازی

Stop the monkey business! It is serious.

مسخره بازی رو بذار کنار!جدیه.

 

Play it cool

خونسرد رفتار کردن، عادی رفتار کردن، آرام بودن

The cops won't suspect anything if you play it cool.

اگه عادی رفتار کنید پلیسها به هیچی مظنون نمیشن

Drag one's feet

لفت دادن، فس فس کردن، این پاو اون پا کردن

If you keep dragging your feet, you'll miss the train.

اگه لفتش بدی، قطارو از دست میدی.

 

Shot in the arm

دلگرمی، مشوق، محرک

The good test grade was a shot in the arm for john.

نمره خوب امتحان باعث دلگرمی جان بود.

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 12:8 توسط فرشته یزدی پناه|

باسلام این اصطلاحات را با تلاش زیادی جمع آوری کردم امیدوارم مورد نظرتان واقع شود
Relationships & Love

ask for someone's hand in marriage

- ask someone to marry you

After dating his girlfriend for several years he finally asked for her hand in marriage.

attracted to someone)

- feel a physical or emotional attraction to someone

I was attracted to the woman at the party from the moment that I first met her.

blind date

- a date where the two people have never met before

I went on a blind date in university but it did not work out very well.

break someone's heart

- cause someone emotional pain

The man broke his girlfriend's heart when he told her that he was no longer in love with her.

break up

- end a relationship

They broke up after dating for more than three years.

crazy about (someone)

- think that another person is wonderful

My cousin has been crazy about the bank manager for many months now.

date someone

- go on or have a date with someone

My sister has been dating her boyfriend for over two years now.

dig someone

- like someone a lot (dig someone is not a commonly used idiom now)

She really digs the boy in her chemistry class.

double date

- a date where two couples get together to do something

It was a good idea to go on the double date even though everybody wanted to do something different.

dump someone

- end a relationship by telling someone that you don't want to see him or her

The woman dumped her boyfriend after they began to have many fights.

fall for someone)

- fall in love with someone

She always seems to fall for the wrong person and is never happy.

fall in love with someone)

- begin to feel love for someone

He fell in love with a woman from his university class and they got married several months later.

find Mr. Right

- find the right or perfect person

She is always hoping to find Mr. Right but so far she hasn't had any luck.

first love

- the first person that one falls in love with

Her first love was with a boy in her high school art class.

get along with someone

- have a good friendly relationship with someone

The woman gets along with her friends very well.

get back together

- return to a relationship or marriage after breaking up

The man got back together with his girlfriend after separating for several months last winter.

get engaged

- decide to marry someone

He got engaged to his wife several years before they actually got married.

get hitched

- get married

My sister and her boyfriend surprised everyone by suddenly getting hitched last weekend.

get serious

- a relationship becomes serious and long-term

The two students dated for several months before they began to get serious.

give someone (or something) a second chance

- try to save a relationship by forgiving and welcoming the other person back

The girl's boyfriend left her for several months but when he wanted to come back she was happy to give him a second chance.

go dutch

- a date where each person pays half of the expenses

In university many of the students had little money so they often went dutch when they were on a date.

good together

- two people who get along well with each other

They are very good together and nobody has ever seen them argue.

go out with someone

- go on a date or be dating someone

I have been going out with a woman from my hiking club for several months now.

go steady

- date one person regularly (not so common recently but at one time used often by teenagers)

The two students have been going steady for three years now.

have a crush on someone)

- have strong feelings of love for someone (often for a short time and with no results)

The young girl had a crush on her teacher in junior high school but of course it was an impossible situation.

have a thing for someone)

- be attracted and care a lot about someone

She seems to have a thing for the new guy who just started to work at her company.

head over heels in love with someone

- be very much in love with someone

My friend is head over heels in love with the accountant in his new company.

hit it off with someone)

- get along well with someone (usually from the beginning)

I hit it off with a woman in my photography class and we have been dating for several months now.

hung up on someone

- be obsessed with another person

The young woman has been hung up on a member of her tennis club for many months now.

interested in someone)

- have a romantic interest in someone and possibly want to date that person

My sister has been interested in one of the students in her university biology class for many months now.

kiss and makeup

- become friends again after a fight or argument

After they have a fight the couple is always very quick to kiss and make up.

leave someone for someone else

- end a relationship with your partner and start a relationship with someone else

The man left his wife for his secretary but soon discovered that his life was worse than before.

love at first sight

- fall in love with someone (or something) the first time that one sees him or her

When I saw the woman at the party it was love at first sight and I knew that I wanted to meet her.

made for each other

- two people who get along extremely well

Although we had some differences we got along very well together and seemed to be made for each other.

make eyes at someone

- look at someone in a way that makes it clear that you like that person and find them attractive

The man became angry when he thought that his girlfriend was making eyes at someone else at the party.

make up

- when two people forgive each other after an argument or begin to see each other again after ending a relationship

The couple had a big fight at the restaurant but they quickly made up and things quickly got back to normal.

a match made in heaven

- a couple who get along perfectly

When the two people finally got together it was a match made in heaven and everyone thought that they would stay together forever.

meet/find the right girl/guy

- find the right partner, the one to marry

When she moved to Madrid she joked that she would never return home if she met the right guy.

on the rocks

- a relationship or a marriage that is experiencing problems

They are experiencing many problems at the moment and their relationship appears to be on the rocks.

the one for someone)

- the right partner, the one to marry

As soon as I introduced my girlfriend to my mother she said that she was probably the one for me.

one and only

- the only person that one loves

She was his one and only and he felt lost when the relationship ended.

patch up a relationship

- repair a broken relationship

Although the couple had been fighting and wanted to separate they managed to patch up their relationship and are now very happy together.

perfect couple

- two people who appear to get along perfectly

Our neighors have always seemed to be the perfect couple.

pop the question

- ask someone to marry you

He put much thought into his possible wedding before he actually decided to pop the question.

puppy love

- infatuation (strong feelings of love) between school-age children or teenagers

The two teenagers thought that their love was the greatest in the world but everyone knew that it was only puppy love.

say "I do"

- get married (during a wedding ceremony it is common to say "I do" when you agree to marry your partner)

He loved the woman very much and was hoping that she would say "I do" as soon as they could make the wedding arrangements.

seeing someone

- be dating someone on a regular basis

The woman was not seeing anyone when she met a man who she liked at the party.

set a date

- decide on a date for a wedding

After thinking about marriage for a long time they have finally decided to set a date.

settle down

- establish a regular routine after getting married

After dating dozens of women the young man finally decided to settle down.

split up

- two people in a relationship decide to end their relationship

My sister's daughter and her boyfriend decided to split up after being together for seven years.

steal someone's heart

- cause someone to fall in love with you

She quickly stole the heart of the man who was working beside her at her office.

take one's vows

- get married and take your wedding vows (promises)

They were taking their vows down at the county courthouse when I came for a visit.

those three little words

- the words "I love you"

After several months of dating the young man finally said those three little words to his girlfriend.

tie the knot

- get married

After dating for several years the young couple suddenly decided to tie the knot.

true love

- a genuine feeling of romantic love

It seemed like true love until we began to fight all of the time.

unrequited love

- love that is not returned, one-way love

The woman was in love with the president of her company but from the beginning it was a case of unrequited love.

walk down the aisle together

- get married (in this case in a Christian church where many weddings take place and where the bride walks down the aisle to the altar)

They get along very well and they have finally decided to walk down the aisle and begin their life together.

walk out on

- abandon your partner and end a relationship

The man walked out on his wife and their small baby and nobody knew the reason why.

whisper sweet nothings in someone's ear

- romantic, intimate talk

The movie was rather romantic and most of the scenes had the actor whispering sweet nothings in the ear of the actress

نوشته شده در جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹ساعت 13:42 توسط فرشته یزدی پناه|


آخرين مطالب
» ۶۰ اصطلاح کاربردی در مورد اعضای بدن انسان ( چشم)
» اصطلاحات کاربردی
» اصطلاخات کاربردی
» اصطلاحات و جملات رایج در آرایشگاه
» اصطلاحات کاربردی
» سازمانها در انگلیسی
» سخن بزرگان
»
» PRONUNCIATION /S/, /Z/, /IZ/
» the difference between say and tell, speak and talk


Design By : Pichak